مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة ( مترجم : گيلاني )
479
الفاروق ( فارسي )
عموها و اهل قبيله و برادران ما هستند ، به نظر من فديه بگير و آنها را آزاد كن ، تا آنكه آنچه را بعنوان فديه مىگيريم موجب تقويت ما بر عليه خودشان شود ، و چه بسا خدا بخواهد هدايت شوند و به ما بپيوندند . رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم به عمر فرمود : نظر تو چيست ؟ گفت ، نظر من با ابوبكر فرق دارد ، به نظر من فلانى از بستگان خودم را به من و عقيل را به على ( عليه السلام ) و فلانى برادر حمزه را به او بده تا آنها را بكشيم ، تا آنكه خدا بداند در دل ما دوستى مشركين نيست ، اينها از بزرگان قريشاند . رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم نظر ابوبكر را پذيرفت ، فديه گرفت و آزادشان كرد ، عمر مىگويد : فردا صبح نزد آن حضرت رفتم ، ابوبكر هم آنجا بود ، هر دو گريه مىكردند ، علت گريه را پرسيدم ، فرمود : چون فديه قبول كردم ، قرار است عذابى بر شما نازل شود كه اين آيه نازل شد ( ما كان لنبى ان يكون له اسرى حتى يثخن فى الارض ) ( هيچ پيامبرى حق جنگ ندارد جز آنكه بجنگد و اسير بگيرد ) تا اين آيه ( لولا كتاب من الله سبق لمسكم فيما اخذتم ) ( اگر مقدرى نبود ، بخاطر فديهاى كه گرفته بوديد ، فورا عذاب بر شما نازل مىشد ) به همين خاطر بود كه در سال آينده در جنگ احد شكست خوردند بطوريكه هفتاد تن از مسلمانان كشته شده و ديگران فرار كردند و دندان حضرت و پيشانيش شكست كه اين آيه نازل شد ( او لما اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها ) پيامبر صلى الله عليه وآله از مخالفت با عمر توبه مىكند ! ! - الدر المنثور ج 3 ص 202 ابو نعيم در حليه از طريق مجاهد از ابن عمر روايت مىكند : درباره اسراء بدر رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم با ابوبكر مشورت كرد ، گفت : آنها قوم و قبيله تو هستند آزادشان كن بروند . با عمر مشورت كرد ، عمر گفت : همه را بكش . اما رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فديه گرفته و آزادشان كرد ، كه اين آيه نازل شد ( ما كان لنبى ان تكون له اسرى ) بعد از اين قضيه حضرت ، عمر را ديد و به او فرمود : ما با تو مخالفت كرديم ، به همين خاطر بر ما عذاب نازل خواهد شد . اگر عذاب نازل شود ، هيچكس جز عمر نجات نخواهد يافت ! !